خط داستانی
آروموگام یک روستایی بیسواد و با قلبی خوب و کمککننده است. ایزواری دوست دوران کودکی اوست. یک کارخانه شیمیایی در روستا، رودخانه محلی را آلوده میکند و وقتی تمام تلاشها برای جلوگیری از ورود زبالههای کارخانه به آب شرب بینتیجه میماند، روستاییان تصمیم میگیرند آروموگام را به چنای بفرستند تا با وزیر مربوطه که از حوزه انتخابیه آنها انتخاب شده است، ملاقات کند. او به همراه ایزواری و مادربزرگش به شهر میرود و در خانه دوست و باند آروموگام اقامت میکنند.