خط داستانی
این جهانی است با انحرافی بیسابقه و بعدازظهر کودکی زنی جوان در پارکی در شب فریادی می کشد و خون تازه روی دست مردی با چاقو میغلتد ... روز آخر مدرسه است و کیشیموتو به شوخی به ماری کو میگوید که باید مراقب روزنامه خبر قتل دیشب در دستش باشد و میگذرد. یوری وارد میشود، در پسزمینه کیشیموتو را میبیند و میگوید: قتل دیشب اتفاق افتاده بود. تلاش کردم با او در نزدیکی پارکی که قتل در آن رخ داده صحبت کنم، اما او مرا نادیده گرفت... یوری همدانشآموز همان مدرسه است و به عنوان حسابدار کار میکند.