خط داستانی
تابستان، دريا، خانه تعطيلات. لنا با آرتور آشنا ميشود. روزها به سرعت ميگذرند و حالا روزهای هفتگی از راه ميرسند. با وجود اينکه «رمان تعطيلات» به نظر آرتور در ارتباط با آشنايی با ليـنا بود، اما تصادف باعث ميشود ليـنا را در شهر پيدا کند. حين فهميدن اينکه دختر بيمار است، با نهانکاری شجاعانه او، آرتور نخستين بار احساس عشق واقعي را درک مي کند.