خط داستانی
به جای پرداخت اجاره به صاحبخانهاش، مردی یک خیاط را برای شام دعوت میکند. برای اذیت او، همکارانش به طور غیرمنتظره در رستوران ظاهر میشوند. وقتی صورتحساب میآید، بسیار زیاد است و تمام پول، ساعت و دیگر belongings او را میگیرد، در حالی که خیاط حتی نمیخواهد او را به خانهاش برساند. او بیپول به خانه برمیگردد و صاحبخانهاش اجازه ورود به او را نمیدهد: او باید در بیرون بخوابد.