خط داستانی
پس از درگذشت همسرش، ویجی دو فرزندش بیهان و چروداتا را بزرگ میکند، که برای ازدواج دوباره پدر را میخواهند و برای یافتن مادر انتخاب میکنند. آنها آلکا را انتخاب میکنند، هنرمندِ صحنهدار و تنها به عنوان مهمان پرداختکننده زندگی میکند. ویجی و آلکا با هم ازدواج میکنند و برای ماه عسل میروند. در راه بازگشت ویجی با سرعت زیادی رانندگی میکند و تصادف میکند و جان میدهد. آلکا جرات ندارد به فرزندان بگوید، بنابراین نقشی شبیه ویجی را برای ۳۰ روز استخدام میکند تا بچهها از او متنفر شوند و سپس برای مبلغی سنگین ترک میکند. کارها طبق طرح پیش میرود و بچهها از پدرشان متنفر میشوند. اما در روز بیستونهم، آلکا با تماسی تلفنی مطلع میشود که فرزندان ربوده شدهاند و رباینده مبلغ ۲۵ لک روپیه طلب کرده است. ببینید چه کسی فرزندان را ربوده است و آیا تایگر در این نقشه دست داشته است یا خیر.