خط داستانی
فتحیه از پدر بیماری که مراقبت میکند و به پزشک جوانی که او را معالجه میکند علاقهمند است. روزی برادر میفهمد که او از بنگاه پدرومادرش به فرزندخواندگی در یک پناهگاه است و هنگامی که روز نامزدی با پزشک میرسد، برادر مست میشود و حقیقت را به فتحیه میگوید تا زندگی او را برهم زند