خط داستانی
چهار پسر در منظره ای خشک و نزدیک به معدن بازی می کنند. پیرترینشان سایفران رهبر آنان است. وقتی او به هجوم می افتد، دیگران نیز چنین می کنند: از روی پوست زمین می گذرند، در خشالی می پاشند، ماهی بدون دست را می گیرند. سایفران ادعا می کند ضد مسیح است و دستورات می دهد. آیا این بازی است یا چیز دیگری؟