خط داستانی
آنها برادران خوبی شدند که به یکدیگر نزدیک بودند و شرکایشان به خصوص عصبانی میشدند. در دنیای بازی، این دو با دختر پولدار شانگ با لی آشنا میشوند چون کارهای خوبی انجام میدهند. جورج و می گاوبینگ سوءتفاهمهای سابقشان را کنار میگذارند و با هم نبردی جانسوز با گروه دراگون فایینگ آغاز میکنند... ژانگ ژوئیان در زندان به طور تصادفی فرد دیگری را در اثر اختلاف با گروه فراز اژدها میکشد. آنها یکدیگر را نمیشناسند اما برادران نیکویی میشوند که با هم رابطهای نزدیک دارند و شریک مبارزهای دارند. در دنیای بازی آنها کارهای خوب انجام میدهند و با دختر پولدار شانگ با لی آشنا میشوند و با هم پیگیری میکنند. آنها تقریباً به کینه تبدیل میشوند. عقابها برخاستند، و جورج و می گاوبینگ سوءتفاهمهای سابق را کنار میگذارند و با هم نبردی جانسوز با گروه اژدهای پرنده آغاز میکنند...