همانطور که کارمند اصلی و دستیارانش در حال بستن فروشگاه جواهرات برای روز هستند، یک بسته حاوی یک گردنبند بسیار گرانبها توسط یک پیامرسان ویژه میرسد. گاوصندوق بزرگ برای شب بسته شده و ساعت زمان تنظیم شده است. کارمند اصلی از اینکه گردنبند را در فروشگاه بگذارد، ترسیده و تصمیم میگیرد آن را به خانه ببرد. اقدامات او به دقت توسط یکی از کارمندان جوانتر که با نگاهی شیطانی و پنهانی او را زیر نظر دارد، مشاهده میشود.