خط داستانی
مای که با حالتی پوشیده از خرابه ها دراز کشیده است به گفتگو با صدای نامرئی مادرش می پردازد. در صحنه دوم صدای مای به صدای مادرش گره می خورد. او آرام تر از پیش قدم می زند و با پیش رفتن نمایش نور کم تر می شود تا در صحنهٔ چهارم و نهایی دیگر هیچ ردّی از او باقی نماند.