رائیکو مونتهایرو تهیهکننده موفق برنامههای واقعنما است که ۴۵ ساله است و به تازگی جایزهای برای پربینندهترین نمایش سال دریافت کرده است، اما با مهلتی از دختر ۱۸ سالهاش لئونور مواجه میشود: اگر همان شب به خانه نیاید تا تولدش را جشن بگیرد، هرگز او را نخواهد دید. رائیکو از کار و تعهداتش منحرف میشود و پرواز آخر را از دست میدهد. فردای آن روز، آپارتمان خالی است و لئونور گم شده. ابتدا فکر میکند فقط یک بازی است، اما تماس یا پیام وجود ندارد و او کم کم نگران میشود و به دنبال او میگردد. او درمییابد که او از مدرسه انصراف داده و با دوستان قدیمیاش قطع رابطه کرده است. او به ناگاه بیگانهای شده است.