رِیتاى دوست داشتنى
Lovely Rita
اگدار لامارک حسابدار و بازرس به بندرگاه کشتی در سواحل آنتیپ به منظور بررسی صورت حساب ها می آید. پس از اتمام مأموریت تصمیم می گیرد آرامش یابد و شب را با زن بلوند چشم سبز با اندام خمیده ای که در یک سایت ***و ملاقات کرده بود سپری کند. به ریتا می رسد، اما مردی کم مو با تپانچه در دست را می بیند که بالای جنازه ای تازه ایستاده است. او دختری نیست که اگار دنبال آن بود اما اکنون خیلی دیر است تا عقب بکشد...