خط داستانی
استیو مردی است که همه چیز دارد، شغلی موفق، فرزندانی شایسته، خانهای زیبا و همسری دوستداشتنی. با این حال وقتی در روز تولدش به خانه برمیگردد خانه خالی و تاریک است و اغلب روشناییها خاموشاند، دسترسی به بیرون مسدود شده و یک نوار ویدئویی منتظر اوست. با پخش آن ویدئو، او شاهد گزارشی عذابآور میشود که در آن همسرش از او و رفتارهایش شکوه میکند و میگوید با فرزندان فرار کرده و انتقام خود را از او گرفته است.