خط داستانی
خانواده ون لوک و خانواده فافی هر دو در کاسابلانکا، محلهای چند ملیتی در آنتورپ، زندگی میکنند. آقای ون لوک از حامیان شدید حزب راست افلوک است. آقای فاوزی، مهاجر مراکشی، محافظهکار است. در اکتبر سال دو هزار میلادی، یک هفته قبل از انتخابات ملی پرشور، لیلا فاوزی به پسری بیستساله به نام بروات ون لوک دلبسته میشود. این رابطه گاهی منجر به داستان عاشقانهای بخنددار و گاهی سیاسی میشود که دیوارهای نازک بین عشق و نفرت را میکاود.