خط داستانی
باب اوانس، یک اپراتور تلگراف، به همراه گروهی از سربازان توسط سرخپوستان سو Sioux کمین میشود. او زخمی میشود و به بالای یک تیرک تلگراف میرود و از طریق سیمهای تلگراف درخواست کمک از قلعه میکند. نامزد باب، ایدیت، به همراه سربازان میآید. سربازان فقط اجساد مرده را پیدا میکنند و تصمیم میگیرند که به تعقیب سرخپوستان بروند. ایدیت در جستجوی باب میماند. او او را پیدا میکند و با هم به قلعه برمیگردند. سپس سرخپوستان به قلعه حمله میکنند، اما وقتی وضعیت ناامیدکننده به نظر میرسد، ارتش بازمیگردد و سرخپوستان اخراج میشوند.