ویکتور، یک قاتل متدیک، احتمالاً در آخرین کارش، هیچ برنامهای برای بازنشستگی ندارد. او نینا، زنی که در کنار هدف آخرش خوابیده، نمیکشد؛ سپس او را دنبال میکند و از خودکشی ناموفقش نجات میدهد. نینا به او جذب میشود، اما همچنین میخواهد بداند او کیست. جستجوی او برای شناسایی او با تحقیقات لنگ، یک کارآگاه پلیس باهوش که سعی میکند در ذهن قربانیان و قاتل زندگی کند، تداخل پیدا میکند. کارفرمای ویکتور نیز میخواهد ویکتور و تماسش، یک فروشنده سلاح پیر و دوست خانوادگی را بکشد. آیا ویکتور آیندهای دارد؟