خط داستانی
پس از حمله موفق به مخفیگاه جنگلی که رامون و همکاران ارتش زنها را نجات می دهند و همه مبارزان را می کشند، رامون به نزد مادرش در بیمارستان فراخوانده می شود مادرش پس از فوت به رامون وعده می دهد ارتش را ترک کند رامون با تردید در این وعده تصمیم می گیرد همسر و فرزندش را برای تعطی به شهر زادگاه قدیمی و عمو جس سفر دهد به محض ورود به شهر با گروهی از لات ها درگیر می شود فرماندار پشمن می شود تا رامون و دوستانش تنها با دست بسته می جنگند و در جریان این درگیری فاجعه بزرگی برای او به وجود می آید با آغاز اقدام از سوی پلیس شهر همگان برای نجات رامون وارد عمل می شوند