خط داستانی
فیلم روز بیست و پنج تیر را روایت می کند و همزمان با آن بیست تیر راهپیمایی مخالفان یا «سفیدپوشان» را که در میان آنها کارلو می مرد، به تصویر می کشد. داستان فردی با واقعیت مطلق خود روایت می شود، دوستانی که ملاقات می کند، فروشگاهی که برای یک لقمه به آن می رود، نوارچسبی که در خیابان برمی دارد؛ در حالی که داستان جمعی با تمام تراژدی افراطی آن، شب باران، آمادگی عظیم برای تظاهرات، پیشروی پشت سپرها، حمله ای که جمعیت قربانی شد و دفاعی که شکل می گیرد، روایت می شود.