خط داستانی
با قلم تند خود، دیزِرِ لومکل زندگی فیلمسازان را آسان نمیکند. اما کار از کار گذشته است، مگر نه؟ در واقع وقتی مانو، نامزدش، گُرز از خانه میکند، او به سزا و کیفر خود میرسد. ناامید، پناه مییابد نزد آلیکس، یک بازیگر جوان. به زودی ا Eduardo، تهیهکننده ایتالیایی که مانند او توسط همسرش رها شده، به آنها میپیوندد. در حالی که دیزِر سعی میکند خودش را بازسازی کند، سه مرد تصمیم میگیرند فیلمنامهای بنویسند که پایهای برای فیلمی شود تا برای آلیکس یک وسیله نمایش فراهم گردد.