خط داستانی
یک کارگر اتحادیه تلگرافی در خواست ازدواج از یک همکار زیبا میکند، اما او میگوید که باید جادوگر باشد تا او را راضی کند. اوضاع زمانی پیچیده میشود که به عنوان یک لطف به یک آشنا که لکنت زبان دارد، دوست دختر چاقش را به سینما میبرد تا به او به طور غیرمستقیم پیشنهاد ازدواج دهد. متأسفانه همکار زیبا او را در سینما با او میبیند، بنابراین او شروع به یادگیری ترفندهای جادو میکند.