خط داستانی

مرد پیری که در خاطرۀ جنگ زندگی میکند از آن صبح بیست و دوم ژوئن هزار و نهصد و چهل و یک وقتی که سرباز نازی جانش را صرفه جویی کرد. سالها بعد از خانه ای که فرزندش ترک کرده بود برداشته میشود. در اطراف او زندگی ادامه پیدا میکند: مردم عاشق میشوند، میخندند، میرقصند. اما برای او جنگ به پایان نرسیده است.

لینک‌های دانلود

لطفاً وارد شوید و برای مشاهده لینک‌های دانلود، اشتراک خریداری کنید.

باران آهنین