خط داستانی
کانگ ووک دانشجوی حقوق دانشگاه ملی سئول است که پس از قطع رابطه با خانواده اش در کره شمالی در تنگنای مالی قرار می گیرد و خون خود را در یک بیمارستان می فروشد تا مخارج را بپردازد. در آنجا با پرستار جین یانگ آشنا می شود و با او گرم می شود. در پی مشکلات مالی کی یونگ پسر مامور صاحبخانه ظاهر میشود و کانگ ووک را به فعالیتهای چپ گرایانه فریب میدهد. هویت واقعی کی یونگ توسط یون آِه، دوستی از زادگاه، فاش میشود و منجر به دستگیری اش میشود. در همین حال کانگ ووک و جین یانگ با حمایت پروفسور پارک و دوستانشان ازدواج می کنند، در حالی که دو هئون دوست کانگ ووک برای پنهان نگه داشتن احساسش نسبت به جین یانگ دست و پنجه نرم می کند. روزهای شیرین آن ها با شعله ور شدن جنگ کره به پایان می رسد و آن ها از هم جدا می شوند. جین یانگ که دیگر صبر کانگ ووک را ندارد، تصمیم به فرار از جنگ با دو هئون می گیرد. کانگ ووک که در خانه یون آ، مخفی است، در نهایت توسط کی یونگ و چپ گرایان دستگیر میشود که از زندان آزاد شده بودند.