یک کارمند جوان بانک به نام کارل فریبرت به طور ناامیدکنندهای عاشق پرایمادونای مشهور اپرای لیدیا میشود و احساسات عمیق خود را با وفاداری و شجاعت به نمایش میگذارد. او به شدت به هدف عشقش پایبند است و از هیچ چیزی، حتی دزدی یا قتل، برای رسیدن به او دریغ نمیکند. او گم شده است.