خط داستانی
فرانک موجودی بود که می خواست برقصید. پس کلاهش را گذاشت، و کفش هایش که از فرانسه ساخته شده بود... شیشه ای را باز کرد و مورچه ها را در شلوار خود گذاشت! آغاز این داستان به شدت خنده دار و به همان اندازه مزه دار از موجودی است که رویاهای خود را پی می گیرد.