خط داستانی
استنلی بلیندن به زیبایی زنان خیال می کند اما هیچ کس نمی تواند به همسرش کلودیا برسد. او به طور کامل شیفته اوست. از سفری به بوستون بازمی گردد و به طور غیرمنتظره ای کلودیا را در بستر با مرد دیگری می بیند. در خیابان ها با وحشی گری می دود و ناگهان به دنبال گرگینه تبدیل می شود. او به دنبال کمک روانی می رود اما روانپزشک کمکی نمی کند. برای انتقام از کلودیا دوباره به گرگینه تبدیل می شود. به اتاق خواب او هجوم می برد و کلودیا را با تازیانه می کشد. کالگارِی فرار می کند، اما گرگینه تعقیب می کند. هنگام مبارزه، کالگارِی با ارائه تفنگ برتری می یابد. ناگهان نور روشن flash می زند...