خط داستانی
مروف، کفاشی است که در اصفهان زندگی میکند. او با زنی زشت ازدواج میکند و تصمیم میگیرد فرار کند. وقتی کشتیاش در طوفان غرق میشود، خود را در جزیرهای مییابد که ساکنان آن به او خوشامد میگویند. او به یک بازرگان مشهور تبدیل میشود و تجارت را به جزیره میآورد، که این باعث حسادت شاهزاده حسن میشود.