خط داستانی
یارا وفور بی توجه و یتیمِ بزرگ شده در فقر و با اقوام، به دلایل کُشتاری که از سرقتی که به اجبار پیوسته بود محکوم می شود. او نمی تواند بیگناهی و سن کم خود را ثابت کند و به دنیای خطرناک و پر از مجازاتِ اعدام کشانده می شود. یکی از زندانیان مردی هفتاد ساله است که جنگل زندان را دشمن دارد و همه زندانیان از او ترس دارند. او محافظ و ناجی پسر می شود و در این راه زندگی پسر را در زندان و فراتر از آن به شدت تحت تأثیر قرار می دهد.