خط داستانی
خواهر بزرگتر کریستا با عصبانیت آرزو میکند برادر کوچکش تایگل به حشرهای تبدیل شود و از شرش خلاص شود. با کمک خانم پیکل نیکل، یک پرستار بیگانه، این آرزو برآورده میشود. آیا کریستا میتواند حشره گمشدهٔ برادرش را پیدا کند و او را به حالت عادی بازگرداند؟