رانگان مردی بسیار زشت است و به همین دلیل زندگی سختی دارد. از کارها اخراج میشود، به طور مداوم مورد آزار قرار میگیرد و دختری که دوستش دارد او را نفرت میکند. با نقاب، رانگان پیروانی به وجود میآورد، ستاره فیلم میشود و همسری مییابد که او را فقط به دلیل صورت زیبايش دوست دارد. با نزدیک شدن به پایان، رانگان برای لحظهای نقاب را از صورت برمیدارد و آرزو میکند مردم به این که درون او چه هست، احترام بگذارند. همسرش وارد میشود، چهرهٔ زشت او را میبیند، او را بیرون میاندازد و او را به اشتباه یک سارق میشناسد. پیروان سابق رانگان او را کنار میاندازند. تصمیم میگیرد تنها زیبایی میتواند به او احترام بیاورد و نقاب را دوباره میپوشد و زندگی بازیگر را پیش میبرد.