خط داستانی
به اشتباه متهم به تروریستی بودن، جی ورما تلاش میکند بیگناهی خود را ثابت کند، اما بینتیجه است و از هند فرار میکند و دوباره به شارجه در خلیج فارس نقل مکان میکند. با کمک دکتر روی، جراح پلاستیک، چهرهای جدید و نامی تازه میگیرد، Ajay Khanna، و به هند بازمیگردد تا زندگی عادیای را تجربه کند. او با عشق قدیمیاش، رودا، ملاقات میکند و با او ازدواج میکند. چند ماه بعد، او یک پسر به نام راوی به دنیا میآورد. سالها بعد، راوی بزرگ شده و دقیقاً همان طور به نظر میرسد که پدرش قبل از جراحی پلاستیک بوده است. بیگمان، هم از سوی پلیس و هم از سوی گانگسترها شناخته میشود و باید فراری و دفاعی باشد. او در نهایت به تحقیقات درباره پدرش و رابطه مادرش با جی میپردازد و اکنون هر سه فرد خانواده باید با هم برای روبهرو شدن با حقیقت و پیامدهای گذشته هماهنگی کنند تا با آنها روبهرو شوند.