پس از کشته شدن همسرش راوی مالهوتره، سودها زندگی بیوه ای را با برادرش ماش و خوهر شوهر کیمایی می گذراند. مستاجر جدیدی به نام آجی به او کمک می کند وقتی که او توسط برادر بیوا خوهرش مورد تجاوز قرار می گیرد عاشق او می شود و تصمیم می گیرند ازدواج کنند. کیمایی در ابتدا با این ازدواج مخالفت می کند اما بعداً رضایت می دهد و هر دو ازدواج می کنند. به زودی او باردار می شود و در این زمان می فهمد که آجی کیست که ادعا می کرد و شاید مسئول قتل شوهرش بوده باشد