دوستان ملکه مرین در قصر سلطنتی در حال بازی دوربا هستند. نجیبزادگان مجاری بیقرار نگاه میکنند و تحت رهبری پادشاه پتور نقشه میکشند. خشم آنان تنها با این واقعیت افزایش مییابد که در حالی که نسبتِ وکُیل پادشاه، بانک بنک، در راه دور کشور را میگردد، همسرش ملاندا که در دربار باقی مانده بود، به طور فزایندهای توسط برادر لایقپیشهٔ ملکه اُتو به چنگ میآورد.