خط داستانی
مکس از سوی عموی ثروتمندش مطلع میشود که از حمایت او خسته شده است. به جای آن، او دوستی کشاورز دارد و میخواهد مکس با یکی از دختران کشاورز ازدواج کند. اما کشاورز تصمیم میگیرد که دختر بزرگترش برای مکس باشد و دختر کوچکتر را به عنوان خدمتکار لباس بپوشاند. با این حال، مکس خود را به این 'خدمتکار' جذب میکند و اگرچه میخواهد به نصیحت عمویش عمل کند، قلبش او را به سمت کسی که فکر میکند یک دختر کارگر معمولی است میکشاند. همه چیز در یک صحنه نهایی زیبا به اوج میرسد.