Il court, il court, le monde
فیلم او می دود دنیا می دود
جان، کارگردان تلویزیونی، مشغول آماده سازی برنامه ای درباره سرعت است تماس تلفنی از سوی دوست دخترش سوفی او را از استودیو بیرون می کشد او با سرعت رانندگی می کند و با راننده دیگری جر و بحث می کند جان عصبانی است و به او فحش می دهد و حرکت می کند در این میان تهیه کنندهٔ برنامه ویرایش جان را تغییر می دهد دستیار جان به خانه اش زنگ می زند اما جان می گوید که بعداً صحبت می کنند جان صدای برخورد خودرویی دیگر را می شنود و بیرون پنجره را نگاه می کند صداهای تصادف شنیده می شود جان فریاد می کشد و برای رفتن به سمت جاده به بیرون می دود سوفی به سمت جان می رود تا به او بگوید که آن ها یک فرزند خواهند داشت