خط داستانی
پس از سالها انتظار برای شکوفایی بزرگ، خواننده آماندا سرانجام هدف خود را به دست آورده است: او اجازه دارد یک برنامه بزرگ تلویزیونی را میزبانی کند. متأسفانه این زمانِ سال نو است و برای پسر دهسالهاش جاشوا که میخواهد به پدرش بنارد هندورانی سفر کند، زمانی ندارد. در راه، رانندهٔ پیکِ جاشوا چیز باارزشی را درمییابد و با کمک گارسون لیزی نقشهٔ ربایش پسر کوچک و دریافت باج را میکشند. اما زمانی که ربایش باید شب انجام شود، هر دو مستاند و در راه به سمت پناهگاهشان، آشیانهای در خانهای کوهستانی تنها، حادثهای رخ میدهد و جاشوا فرار میکند. با تکیه بر تواناییهای خود، حالا سعی میکند به دره بازگردد، جایی که بزرگترین ماجراجویی زندگیاش آغاز میشود.