به سختی از افسردگی شدید رها شده و برخلاف نظر رواندرمان میگوید که منصرف شده است به کارگردان صحنه تئاتر سایه ای به نام صلاح، که از کارش فرسوده شده، به همسرشامل امیل، زن ثروتمندی که پروژههایش را تأمین میکند، تصمیم خود را برای اجرای نمایش مشهور سد یا اسود ماجدوی را مطرح میکند. اما همان شب هنگام رانندگی، صلاح دختری جوان به نام عایشه را زیر میگیرد. در ابتدا دچار اندوه میشود، اما به تدریج به این دختر زیبا که به طرزی مخالف با او دوست و الهام بخش میشود، شیفته میگردد. امیل که پشتیبانی اخلاقی و مالی همسرش را دارد، کارگردان را برای اجرای نمایش لِ باراج به کار میگیرد. در حالی که از حضور عایشه در سکوت رنج میبرد، امیل برای عشق به شوهرش تصمیم میگیرد دختر جوان را به نزدشان در مزرعه والدینش در واحهای از جنوب تونس دعوت کند. خانوادهای سهنفره عجیبی شکل میگیرد که در آن doubtها و شکها، تمایلات و وسوسهها، عشق و پیچیدگیها نمایان میشود.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.