خط داستانی
یک پسر طلایی به اتاقی روشن میرسد تا تخت برنجی زیبای یک زن ادواردی را کشف کند. وقتی که او صندوق دریانوردی پر از جواهرات و مخملها را باز میکند، عکسهای قدیمی را پیدا میکند که جان میگیرند. وقتی که او آینهای را از صندوق بیرون میآورد، چهره او و چهره خودش را در آن میبیند که او را به یک گرداب کلایدوسکوپی میکشاند... و به آغوش او میبرد.