خط داستانی
کستن روستایی نقاشی وار در مرز بلغارستان، ترکیه و یونان است. جامعه شناسی فرانسوی به نام فرانوا Denis برای بررسی خطر درگیری قومی در این منطقه می آید. او درمی یابد در مکانی که تنها صد کیلومتر با کوزوو فاصله دارد مسلمانان و مسیحیان می توانند در صلح زندگی کنند. اما از دید یک بازدید کننده غربی جالب تر دیدن ساکنان محلی است: وادمیر که از شهردار تا پستچی را در اختیار دارد، شاعری که هرگز اشعارش منتشر نشده و برای دیدن یکباره آخرین بار فیلم روستینی به نام عشق بزرگ، و قاچاقچی که برای برادر mentally disabled خود هر کاری می کند. جهان جذاب و عبث اما هماهنگ است و هر چیز ممکن است اتفاق بیفتد — حتی نوشیدنی از شیر آب چکانیده می شود.