Man in a Shell
فیلم مردی در پوسته
معلم یونانی بلیکوف که در یک دبیرستان روستایی کار میکرد، دوست داشت چیزها را در جعبهها نگه دارد، از همه چیز میترسید و خود را به گونهای زندگی میکرد که گویی در یک جعبه است، بر اساس اصل: "هر چه پیش آید، خوش آید". بر اساس این اصل، او بهطور واقعی دبیرستان و روستاییان را "ترور" میکرد. امید زمانی ظاهر شد که وارِنکا به روستا آمد - "نه دختر، بلکه مارمالاد"، هرچند که او دیگر سناش بالا رفته بود و "به ازدواج فکر میکرد، حتی اگر فقط با یک معلم زبان یونانی باشد".