«ملکه یهودا با از بین بردن شاهزادهها به تخت سلطنت دست یافته است، اما یکی هنوز زنده است و توسط رئیسکشیش محافظت میشود. در یک خواب، ملکه شاهزاده جوان را به عنوان یک پادشاه میبیند. او دستور حمله به معبد را میدهد، اما وقتی کشیش پردهای را کنار میزند تا پادشاه کودک را بر تختش نشان دهد، او از صحنه فرار میکند و باور دارد که این تحقق خوابش است (ناتمام).» - BFI.