A Game Without Rules
فیلم بازی بدون قوانین
یک سرقت در یک فروشگاه جواهرات در پراگ منجر به تیراندازی و زخمی شدن مدیر فروشگاه کوبات و معاونش لیترا میشود. مجرمان جواهرات را در یک ماشین دزدیده شده میبرند و همان شب غنائم را در جنگلی در چندین کیلومتری پراگ پنهان میکنند. سپس سه سارق از یکدیگر جدا میشوند. یکی از آنها، بوریان، با همان ماشین میرود، در حالی که دو نفر دیگر، دودا و هوورکا، با ماشین دیگری فرار میکنند که به زودی در یک تصادف خودرو گرفتار میشود. هوورکا در این حادثه جان میبازد، اما دودا زنده میماند و در یک کلبه متروکه پنهان میشود. بوریان دستگیر میشود و دودا توسط یک سگ پلیس پیدا میشود. دودا به جرم سرقت به جرمشناس مالک اعتراف میکند، اما از گفتن محل جواهرات خودداری میکند. سپس سارق شروع به تیراندازی میکند و مالک در دفاع از خود او را میکشد. دادگاه نمیتواند مشارکت لیترا در سرقت را ثابت کند و تنها کسی که محکوم میشود بوریان است. مالک ناامید از پلیس خارج میشود و به عنوان راننده تاکسی کار میکند.