خط داستانی
در طول جنگ داخلی، الینور، دختر زیبای شمالی، به جنوب میآید تا از عمهاش دیدن کند-- هیچکس نمیداند که او به عنوان یک جاسوس کار میکند. ستوان یانسی، که تقریباً با رز جذاب و باهوش نامزد است، با شجاعت مهمان یانکی را دور شهر میگرداند، از جمله پیادهروی در کنار یک جوی مخفی که در آن یک قایق جنگی ساخته میشود و منتظر باروت است. الینور این اطلاعات را به شمال ارسال میکند و نیروی آبی به حمله میپردازد.