زمانی که خانم جاست ود یادداشتی از مادرش دریافت میکند که میگوید فردا به خانه میرسد، شوهرش بسیار خوشحال به نظر میرسد و میگوید قصد دارد او را تمام زمستان نگه دارد. او روز بعد میرسد، اما مدت زیادی نمیگذرد که شوهر با نیت خوبش امیدوار است که این زمستان کوتاه باشد.