در فضای شلوغ و بیثبات سالهای ۱۹۴۷ در آلمان غربی، داستان هَنس کولپ است؛ کلاهبرداری نوجوان که از بازار سیاه خارج از کنترل برای دزدی و معاملهٔ کالاهای گشودهٔ متفقین استفاده میکند. هَنس با یک سرباز آمریکایی دوست میشود و به انگلیسی خوب صحبت میکند. او با وجود مدرسه که تنها یک معلم دارد، گروهی از گدایان کوچک را رهبری میکند. با خودرو دزدی و یونیفرمهای ارتش آمریکا، کسب و کار خوب پیش میرود تا اینکه بحران نخست در گروه کوچک به وجود میآید. اعضا میخواهند از سطح خطرناکتری دوری کنند، اما هَنس تصمیم میگیرد به کار بزرگ وارد شود که تصمیمی دشوار برای آیندهٔ او است.