لیا در جهان سفر می کند و سرانجام در پکن چین اقامت می گزید جایی که با استاد سان ژان آشنا می شود که هنر وی کِی و بازی را می آموزد مسیرش با آمریکایی چینی ریشارد که خانواده اش او را برای چین فرستاده بوده تا خاکستر پدربزرگش را بر جای گذارد می آید و به زودی عشقی میان آن دو شکل می گیرد