Aap To Aise Na The
فیلم تو چنین نباید بودی
یارانه ارملی در سنین کودکی، ورشا اوبای، در بمبئی با عموی پدری، جین اوبای، زندگی مرفهی دارد و به جهان سفر کرده است. او به وایج یعنی پسر جوانی از طبقه متوسط علاقهمند است که کارخانه کوچک مبلمان دارد و عموماً با مادرش بیوه، برادر کوچک تر، دیپو و خواهری به نام نانی که با ورشا مهربان است زندگی میکند. سپس وایج با دوست دوران کودکیاش، ویکرام چاوالا، روبهرو میشود که با آغوشی باز توسط خانواده پذیرفته میشود. آنگاه زندگی وایج دگرگون میشود، سفارشهای زیادی میگیرد، از بدهیها رها میشود، قادر میشود تا جِیپی بخرد و به خانهای آرام منتقل شود.