Sound of the Pipe
فیلم صدای لوله
این داستان کوتاه توسط ای. حسیناف نوشته شده است. در این فیلم، مشکل جنگ از منظر عشق بررسی میشود. تقریباً تمام مردان روستا در جبهه جنگ هستند. زنانی که شب و روز برای حمایت از تلاشهای آنها ماندهاند. کودکان در نیمه شب بیدار میشوند و برای نان گریه میکنند. همه روستاییان نگران بازگشت مردان هستند. مادران منتظر پسرانشان؛ همسران، برای شوهرانشان و کودکان، برای پدرانشان. وقتی شوهر سایالی در جبهه میمیرد، دوست شوهرش جبرائیل به او پیشنهاد ازدواج میدهد. مردم روستا عصبانی میشوند. برادران جبرائیل از خانه میروند و مطمئن هستند که خانوادهشان شرمنده شده است. یکی از برادران دیوانه میشود؛ دیگری بیمار شده و میمیرد. تنها کسی که جبرائیل را سرزنش نمیکند، "اگسگال" (مرد دانای روستا) - اسفندیار کیشی است. در این فیلم، هیچ صدای سلاحی شنیده نمیشود و هیچ صحنه جنگی به تصویر کشیده نمیشود، اما هنوز هم تراژدی ذاتی جنگ را شاهد هستیم.