نیروهای بابلیان اورشلیم را اشغال می کنند و بسیاری از جوانان بلندپرواز شهر از جمله دانیال و سه دوست جوانش شادرک، میشاق و عبیدنگو را می برند در اسارت جوانان در خدمت پادشاه هستند و بر تمامی رقبای خود برتری می یابند تا اینکه داریوش پادشاه جدید دانیال را نخستین رئیس جمهور خود می کند دشمنان نقشه ای می کشند تا او را به قتل برسانند اما دانیال از غار شیران جان به در می برد و ثابت می کند که خدا هنوز بر کارهای انسانها حکمروایی می کند