خاطری از پیتر گوراخوف، فارغ التحصیل مدرسه روستایی از ده Dyadkovo، برای ورود به دانشگاه اقتصاد معتبر به مسکو می آید؛ او موفق است، هرچند دقیقاً با معجزه. اما پیتر همواره به لطف و تصادف کمک شده است. در مقایسه با دانشجویان دیگر، این پسر روستایی به وضوح در رفتار و اراده متمایز است. او با اصول خود میجنگد تا پایان، و به نام بلوموت (مزاحم) شناخته میشود. با این وجود در جامعه دانشجویی او خیلی زود رهبر میشود. همه چیز عادی بود، اما دو مشکل دارد: عشق ناگفته به زن سیاهپوست از کوبا و انگلیسی…