خط داستانی
گربه و موش در بازی همیشگی تعقیب و گریز خود هستند تا اینکه موش در یک بشکه ماهی ترشی پنهان میشود. گربه از استنشاق بخارات مست میشود و بلافاصله بهترین دوست جدید موش میشود. او از موش در برابر یک گربه بدجنس دفاع میکند و موش او را به خانهاش دعوت میکند. در آنجا، موش از او مراقبت میکند و او را هوشیار میکند و گربه بلافاصله دوباره شروع به تعقیب او میکند. او دوباره به بشکه میرسد و بهترین دوست جدیدش را دوباره به دست میآورد. چارلی چاپلین شایسته یک ذکر داستانی (بدون اعتبار) است.